بررسی سینمای ران هاوارد

سینمای ران هاوارد

موشن گرافیستان: ران هاوارد ۶۰ ساله، از آن دست کارگردان هایی است که ژانر ثابتی برای کارهایش ندارد و فیلم های بزرگ و محبوبی هم در بین ساخته هایش دارد، اما از آن طرف، در کارنامه کاریش با ساخت بیش از ۲۰ فیلم بلند سینمایی، فیلم های متوسط و ضعیف هم وجود دارد. کارگردانی که با ساخت شاهکارهایی مانند آپولو ۱۳، یک ذهن زیبا و … کلی طرفدار برای خود دست و پا کرده است، در نقطه مقابل با ساخت آثار ضعیفی چون The Dilemma ، صدای طرفدارانش را حسابی در می آورد و منتقدان برایش شمشیر از رو می بندند، اما چندی بعد، با ساخت فیلم Rush دوباره نشان می دهد که اگر بخواهد، می تواند فیلم های قابل اعتنایی بسازد و هنوز هم همان ران هاوارد سابق است. اما روی هم رفته، از چند کمدی/رمانتیک نه چندان جدی که فاکتور بگیریم، ران هاوارد، کارگردانی مهم و قابل اعتنا در سینمای معاصر محسوب می شود که از تجربه کردن فضاها و ژانرهای جدید، ترسی ندارد و البته بیشتر علاقه دارد به سراغ داستان هایی برود که ته مایه های واقعی و مستند داشته باشند. مانند شبه بیوگرافی هایی که ساخته است و در ادامه متن در موردشان خواهید خواند.

 از طرفی، فیلمبرداری در فضاهای بسیار محدود و بسته (مانند اتاقک سفینه آپولو یا درون ماشین های فرمول یک) و در آوردن یک داستان جذاب و نفسگیر از دل این نماها، کار هر کسی نیست. بد نیست بدانید موزیسین مورد علاقه او که در بسیاری از فیلم ها با هم همکاری های موفقی داشته اند، جیمز هورنر است که یکی از نام های قابل احترام دیگر این صنعت/هنر محسوب می شود. ران هاوارد در سال ۲۰۰۱ برای یکی از شاهکارهایش، یعنی فیلم “یک ذهن زیبا”، دو اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلم سال را به دست آورد و از این بابت، خوش شانس تر از بسیاری از فیلم سازان بزرگ بود که هرگز نامشان به عنوان دریافت کننده جایزه اسکار خوانده نشد. ران هاوارد از آن دست کارگردان هایی است که نمی شود منتظر ساخته های جدیدش نبود. یک اسم و یک برند، که هرچند گاهی کمی خدشه دار می شود، اما هنوز هم نام معتبری در صنعت فیلمسازی جهان محسوب می شود. دیدن این ۵ فیلم خوب و خوش ساخت از این کارگردان بزرگ را، در برنامه هایتان قرار دهید، تا بهتر متوجه شوید چرا!

Apollo 13 – ۱۹۹۵

داستان پرواز فضاپیمای ناسا به کره ماه و مشکلات پیش بینی نشده ای که در این سفر برای سه خدمه آن اتفاق افتاد. یک داستان مستند که خود به خود آن قدر دراماتیک و پرکشش است، که نیاز چندانی به افزودن شاخ و برگ های داستانی نداشته باشد. این فیلم موفق ترین همکاری ران هاوارد با تام هنکس دوست داشتنی و هنرمند است که بعد از حتی حدود ۲۰ سال، هنوز هم دیدنی است و می تواند ترشح آدرنالین را در خون بیننده، به طرز چشمگیری افزایش دهد! یک انتخاب خوب و مطمئن و جزو بهترین های یک کارگردان بزرگ.


A Beautiful Mind -2001

گل سرسبد کارهای ران هاوارد که در ایران هم اکثر فیلم بازها آن را دیده اند. داستان زندگی پروفسور جان نَش –برنده نوبل- که با بازی کم نظیر راسل کرو، بدل به یکی از به یادماندنی ترین کاراکترهای فیلم های ران هاوارد شد. روایت زندگی نابغه ای که در زندگی شخصی و اجتماعی خودش، دچار مشکلات فراوانی بود و دنیا را به شکل دیگری می دید. راستش را بخواهید، این فیلم از آن فیلم هایی است که بهتر است داستانش را کسی برایتان تعریف نکند، تا اگر هنوز آن را ندیده اید، لذت اولین بار تماشایش را از دست ندهید. همین قدر بدانید که فیلم برای ۸ اسکار کاندید شد (بهترین فیلم، فیلمنامه، کارگردانی، بازیگر زن نقش مکمل، بازیگر مرد، تدوین، گریم و موسیقی) که ۴ اسکار اول را به دست آورد. گذشت زمان، ارزش های این فیلم را بیشتر از قبل هم آشکار کرد.


Cinderella Man -2005


یکی از کارهای کمتر دیده شده ران هاوارد، که شخصا آن را دراماتیک ترین و عاطفی ترین ساخته او می دانم. حکایتی از دوران رکود اقتصادی در امریکا و زمانی که خانواده های پرشماری، حتی از تهیه غذا برای کودکانشان عاجز بودند. باز هم یک بازی استثنایی دیگر از راسل کرو، در نقش بوکسوری به نام جیم برادوک و تلاش ها و دست و پا زدن هایش برای زنده ماندن و دوام آوردن خود و خانواده سختی کشیده اش، در میان این جنگل پرهیاهو. بعید است کسی این فیلم را دیده باشد و با سکانس کلاه به دست گرفتن جیم برای جمع آوری صدقه، به گریه نیفتد. فیلمی که دیدنش برای هر فیلم بازی، جزو واجبات است!

Frost/Nixon -2008

هرچند موضوعات سیاسی امریکا –یا حداقل جزییات آن ها- چندان برای مردم ما شناخته شده نیست، اما این موضوع، دلیل بر این نمی شود که این فیلم را در فهرست پنج تایی های ران هاوارد قرار ندهیم. فیلمی در مورد ماجرای واترگیت و دردسرهای پرزیدنت آن زمان امریکا، ریچارد نیکسون (با بازی فرانک لنجلا) و گفت و گوهای چالش برانگیزش با خبرنگاری که بعدا به یکی از نمادهای ژورنالیسم امریکا تبدیل شد. دیوید فراست، که در این فیلم مایکل شین نقش او را بازی می کند. اگر در مورد واترگیت اطلاعات کلی دارید و برایتان جذاب است، دیدن این فیلم را از دست ندهید.


Rush -2013

این فیلم داستان رقابت عجیب و غریب و توام با رفاقت بین دو راننده معروف مسابقات فرمول یک در دهه هفتاد است. جیمز هانت و نیکی لادا، در این فیلم خوش ساخت از ران هاوارد، شما را میخکوب حرکات خود می کنند. از خطر کردن هایشان در رانندگی و مسابقات مختلف گرفته تا رابطه عجیبی که در عین رقابت –آن هم تا سر حد مرگ- با هم داشتند. فیلم، هرچند از سوی آکادمی چندان تحویل گرفته نشد، اما به سرعت بین مردم و منتقدین، جای خود را باز کرد و جزو ساخته های خیلی خوب این کارگردان قرار گرفت. اگر قرار باشد از مسابقات فرمول یک، فیلمی داستانی ساخته شود، به نظر می رسد بعید باشد حالا حالاها کسی بتواند کاری را که ران هاوارد در خلق سکانس های این فیلم انجام داد، تکرار کند.


جامانده ها:
تعداد فیلم های خوب ران هاوارد کم نیستند. از Willow ( بید ) شروع کنیم که از اولین ساخته های او بود و روایتی عجیب از همراهی یک مرد کوتوله و کودکی که سرنوشت جهان را در اختیار دارد. (این فیلم بارها از تلویزیون ایران پخش شده است و بعید می دانم آن را ندیده باشید.) “چگونه گرینچ کریسمس را دزدید”، هرچند در زمان اکران چندان موفق نبود، اما به مرور، بیشتر مورد توجه قرار گرفت و آن نقش آفرینی زیبای جیم کری – که زیر یکی دو کیلو مواد گریم، هنوز هم میمیک صورتش قابل تشخیص است!- بهتر از قبل دیده شده است. در کنار این فیلم ها، باید اشاره کرد به دو فیلمی که بر اساس نوشته های جنجالی و پرطرفدار دن براون ساخته شد. “کد داوینچی” و “شیاطین و فرشتگان” هر دو فیلم های خوب و خوش ساختی هستند که حداقل برای یک بار دیدن توصیه می شوند و در انتقال حس و حال کتاب ها به بیننده، چندان بد عمل نمی کنند. The Missing در ژانر وسترن، Splash با بازی تام هنکس و دریل هانا در ژانر کمدی/فانتزی و نهایتا Far and Away با بازی تام کروز و نیکول کیدمن، جزو دیگر ساخته های مهم و قابل اعتنای ران هاوارد هستند که هرچند در رده شاهکارها قرار نمی گیرند، اما فیلم های خوب و خوش ساختی هستند که از وقتی که برای دیدنشان صرف می کنید، پشیمان نمی شوید.

منبع: ایسکانیوز – شهاب حبیبی

درباره‌ی admin

admin مهدی فیض

همچنین ببینید

هنر لیبرال تار و پود ما را می‌سازد

لیبرال یا لیبرالیسم واژه‌ای است که شاید بارها شنیده باشید. این واژه در اذهان نخبگان و خبرگان فکری و فرهنگی جامعه ما از تعاریف و تعابیر متفاوتی شکل گرفته است. در بین مردم و توده جامعه نیز این واژه و هم خانواده‌های این واژگان غربی به تناوب به گوششان رسیده است. اما عمق معرفتی زیادی ندارد. شاید توده و عوام جامعه، لیبرالی زیست کنند و هیج اطلاعی از این واژگان نداشته باشند؛ اما نخبگان در این موقعیت، آگاهی نسبی به این گونه از سبک زندگی دارند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایت موشن گرافیستان باهمستانی آموزشی در حوزه سینما، انیمیشن و گرافیک است. از اهداف این سایت ترکیب آموزشی فرم و محتوا است. در فضای آکادمیک محیط های هنری آموزشی خاصه، محدود به حوزه تکنیک وفرم می شوند؛ اما سایت موشن گرافیستان به دنبال آن است که فراتر از مباحث تکنیکی به مسائل محتوایی و ضروری برای تولید یک اثر هنری مطلوب بپردازد.

موشن گرافیستان در شبکه های اجتماعی