آیا بهترین شکل حکومتی وجود دارد که هر جامعه بشری باید به آن گرایش داشته باشد و اگر هست کدام است؟ چه اصولی باید الهام بخش یک رهبر سیاسی باشد؟ اینها و سؤالات مرتبط با آن در کانون تأمل در فلسفه سیاسی قرار داشته اند. بر اساس دیدگاه یونان باستان، جستوجوی مناسبترین ساختار دولت، هدف نهایی فلسفی است.

هم برای افلاطون و هم برای ارسطو، تنها در یک جامعه از لحاظ سیاسی سازمان یافته است که فرد می تواند برکت واقعی را بیابد. از نظر افلاطون، عملکرد یک دولت به موازات روح انسانی است. نفس سه قسمت دارد: عقلی، معنوی و اشتهائی; بنابراین دولت دارای سه بخش است: طبقه حاکم، مربوط به بخش عقلانی روح. کمکی، مربوط به بخش معنوی؛ و طبقه مولد، مربوط به بخش اشتهاآور است.
جمهوری افلاطون در مورد راه هایی بحث می کند که از طریق آنها می توان یک دولت را به بهترین نحو اداره کرد، و با این کار افلاطون مدعی است که درسی در مورد مناسب ترین انسان برای اداره زندگی او نیز بیاموزد. ارسطو حتی بیشتر از افلاطون بر وابستگی بین فرد و دولت تأکید میکند: در ساختار زیستی ما مشارکت در زندگی اجتماعی است و تنها در یک جامعه خوب اداره میشود که میتوانیم کاملاً خود را انسان بشناسیم. انسان ها “حیوانات سیاسی” هستند.

بیشتر فیلسوفان و رهبران سیاسی غربی، نوشتههای افلاطون و ارسطو را به عنوان الگو برای تدوین دیدگاهها و سیاستهای خود انتخاب کردند. از جمله مشهورترین نمونه ها می توان به توماس هابز تجربه گرا بریتانیایی (1588 تا 1679) و نیکولو ماکیاولی انسان شناس فلورانسی (1469 تا 1527) اشاره کرد. فهرست سیاستمداران معاصری که ادعا می کردند از افلاطون، ارسطو، ماکیاولی یا هابز الهام گرفته اند عملاً بی پایان است.

140,000 تومان
جامعه شناسی چیست؟ جامعه شناسی رشته ای با دامنه و عمق زیاد است، بنابراین گنجاندن همه آن در یک تعریف منحصر به فرد دشوار...
معنای ادبیات ادبیات (از لاتین Littera به معنای “حروف” و اشاره به آشنایی با کلام نوشتاری) اثر مکتوب یک فره...
مناسب ترین ترتیب سیاسی برای یک جامعه معین چیست؟ آیا بهترین شکل حکومتی وجود دارد که هر جامعه بشری باید به آن گر...
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.