تعریف فلسفه به اندازه تلاش برای تعریف عشق دشوار است. کلمه فلسفه کمک چندانی نمی کند. فلسفه ترکیبی از دو کلمه یونانی philein sophia به معنای عاشق خرد است. در زمان های قدیم یک عاشق خرد می توانست با هر منطقه ای که در آن هوش بیان می شد مرتبط باشد. این می تواند در تجارت، سیاست، روابط انسانی، یا نجاری و سایر مهارت ها باشد. فلسفه رویکرد «کلیت» به زندگی در دوران باستان داشت. در مقابل این، برخی از تعاریف مدرن، فلسفه را محدود به آنچه می توان با علم یا تحلیل زبان شناخت.

در دنیای امروز از واژه فلسفه استفاده رایجی وجود دارد. فلسفه اصطلاحی است که تقریباً در هر زمینه ای از زندگی به کار می رود. برخی از سوالات ممکن است این نگرش کلی را بیان کند: فلسفه تجارت شما چیست؟ بانکداری؟ راندن یک خودرو؟ یا فلسفه شما از استفاده از پول؟ اگر این استفاده نادرست رایج از کلمه غالب شود، می توان اعتراف کرد که هرکسی که به طور جدی در مورد هر موضوعی فکر می کند یک فیلسوف است. اگر این کار را انجام دهیم، رشته های دانشگاهی یا مطالعه فلسفه را نادیده می گیریم. اگر این تعریف خیلی کلی پذیرفته شود، همه فیلسوف می شوند. به طرز متناقضی این حقیقت میشود که وقتی همه فیلسوف هستند، هیچکس فیلسوف نیست. این تعریف چنان سست می شود که فلسفه به عنوان یک تعریف بی معنا می شود. اگر این تعریف حاکم بود، به این معناست که فیلسوف هرکسی است که بگوید فیلسوف است. به دلیل این نارسایی، آشکار می شود که ما باید در جای دیگری به دنبال تعریفی از فلسفه باشیم.
از آنجایی که معنای اصلی کلمه، یعنی فلسفه، مطالب خاصی را به ما نمی دهد، به تعاریف توصیفی می پردازیم. یک تعریف توصیفی از فلسفه این است که به دنبال توصیف کارکردها، اهداف و دلایل وجودی آن است.

مبتدی ممکن است از تعاریف مختلف ناامید شود. دانشآموزانی که از یک پیشینه علمی میآیند، اغلب انتظار تعاریف مختصر، روشن و مورد قبول جهانی را دارند. این امر در فلسفه صادق نخواهد بود و در مورد همه مسائل در هیچ علمی یا مطالعه یا رشته ای غیر علمی صادق نیست. وقتی از افراد مبتدی خواسته می شود که به والدین یا دوستان ناآگاه خود توضیح دهند که درس فلسفه چیست، تنوع عقاید در فلسفه باعث شرمساری افراد مبتدی می شود. شاید بتوان انتظار داشت که یکی از قدیمیترین رشتهها یا رشتههای دانشگاهی به یکسانی یا نظر دست یابد، اما اینطور نیست.
با این حال، علی رغم تنوع، فلسفه مهم است. افلاطون اعلام کرد که فلسفه موهبتی است که خدایان به انسانها عطا کردهاند. این ممکن است بازتاب توانایی انسان در استدلال درباره جهان و همچنین زندگی انسان در آن باشد. جمله معروف سقراط، «خودت را بشناس»، منعکس کننده این هدف فلسفه است. افلاطون همچنین نسبت به غفلت از فلسفه هشدار داد. او نوشت که «حیوانات خشکی از مردانی به وجود آمدهاند که هیچ فایدهای برای فلسفه نداشتند…» با توجه به این موضوع، ممکن است خواننده را با این هشدار تهدید کند: اگر فلسفه را جدی نگیرید، تبدیل به یک موضوع میشوید. كدو حلوايي! اما جدی تر، مردان بر اساس فلسفه زندگی می کنند. کدام یک از آنها خواهد بود؟


520,000 تومان
جامعه شناسی چیست؟ جامعه شناسی رشته ای با دامنه و عمق زیاد است، بنابراین گنجاندن همه آن در یک تعریف منحصر به فرد دشوار...
معنای ادبیات ادبیات (از لاتین Littera به معنای “حروف” و اشاره به آشنایی با کلام نوشتاری) اثر مکتوب یک فره...
مناسب ترین ترتیب سیاسی برای یک جامعه معین چیست؟ آیا بهترین شکل حکومتی وجود دارد که هر جامعه بشری باید به آن گر...
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.